سيد جلال الدين آشتيانى

28

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

آثار متعدد خويش محقّقانه تقرير نمود و بنا به تصريح برخى از محقّقان موجب ترويج افكار ابن عربى صدر الدين قونوى است كه احدى مسألهء وحدت وجود را مانند وى بسلك تحرير در نياورده است و افكار عاليهء استاد را در كليهء مسائل عرفانى پياده و تحقيق نموده است به عقيدهء نگارنده قونوى در پروراندن آراء عرفانى به عباراتى موجز ، چه در تأليفات بىنظير خود و چه هنگام تقرير مباحث عرفانى جهت تلاميذ خود ، تالى ندارد . چه آنكه صدر الدين همان طورى كه داراى تحريرى عالمانه و عارفى طليق اللسان و عذب البيان است در مقام القاء معارف الهيّه به تلاميذ از بيانى روان و جذّاب بهره‌مند بوده است و به زبان فارسى تدريس مىكرده است لذا تلاميذ نامدار او بخصوص شيخ مؤيد الدين جندى و سعيد الدين فرغانى در تأليف آثار عرفانى بسبك استاد خود و ابن عربى بسيار موفق بوده‌اند و ردّ پائى در آثار عرفانى كه محقّقان طبقهء بعد از فرغانى و جندى بوجود آورده‌اند از اين دو محقق كم‌نظير در همه جا ديده مىشود . در همين ادوار مثنوى را با انبر بر مىداشتند اگر كسى مختصر ذوقى داشت او را رمى به صوفىگرى مىنمودند و اين اواخر كار به جائى كشيده كه شاهزادگان صفوى در مجالسى كه روضه‌خوانها علنا شيخ صفى الدين اردبيلى و اجداد و اولاد او را لعن مىكردند حضور بهم مىرساندند . و همين شيخ صفى اردبيلى را مجلسى اول از كمّل عرفا و مجلسى ثانى نهايت حرمت را براى او قائل شده است و او را صاحب كرامات دانسته است . ما از وضع حوزهء علمى هرات بعد از جامى اطلاعات وسيعى نداريم اگر چه شاگردان جامى را مىشناسيم و همان‌طورىكه گفتيم جامى من حيث المجموع شايد آخرين عارف محققى باشد كه در عرفان نظرى از شارحان افكار ابن عربى و

--> صدر الدين قونوى ، با دقت و وسواس خاص خود به تحرير مبانى عرفانى مىپردازد ، و از پرگوئى و هفوات شطحيّات پرهيز مىكند و هرگز عنان اختيار قلم را از دست نمىدهد ، و عالىترين مباحث را با عباراتى موجز و دقيق توأم با صناعت علمى تقرير مىنمايد . بر خلاف استادش ابن عربى كه در كتب مفصّله خود غثّ و سمين را درهم آميخته ، متوكّل عباسى و برخى اشرار را از اقطاب مىداند و با آب و تاب نقل مىكند كه رجبيّون ، خذلهم اللّه ( رفضه ) شيعيان مولى الموالى عليه السلام را به صورت خنازير مشاهده كرده‌اند ، ولى در آثار قونيوى و تلميذ خاص او سعيد الدين فرغانى و اتباع او از اين هفوات ديده نمىشود . همين مراعات جوانب مطالب وقت خاص قونوى است كه در آثارش كلمات قلندرانه ديده نمىشود .